الفيض الكاشاني

605

ترجمة الحقائق ( فارسى )

امّا جهل به اين امور و محبّت دنيا دعوت نموده‌اند وى را به طول امل و غافل بودن از اينكه مرگ را نزديك قرار بدهد و هميشه گمان كند « 1 » كه مرگ در برابر چشم وى است ، امّا تصوّر نمىكند كه بر وى نازل و واقع شود و هميشه تشييع جنازه مىنمايد و تقدير نمىكند كه تشييع جنازهء آن نموده شود . و اين از براى آن است كه مكرّر ديده و الفت به آن گرفته و مشاهدهء مرگ غير كرده ، امّا مرگ خود را مشاهده نكرده و تصوّر نمىتوان كرد كه به اين الفت بگيرد از براى آنكه واقع نشده ، و هرگاه واقع شود يك دفعهء ديگر واقع « 2 » نخواهد شد . و مرگ اوّل و آخر است نه بيشتر بوده و نه بعد از وقوع ديگر خواهد بود . و هرگاه دانستى كه سبب طول امل جهل و محبّت دنياست پس علاجْ دفع « 3 » اسباب آن است . امّا دفع جهل به فكرِ صافى و دل حاضر و شنيدن حكمتهاى نافع است از دلهاى پاكيزه . و امّا بيرون كردن محبّت دنيا از دل كارى است دشوار و مرضى است عظيم . و اوّلين و آخرين از علاج اين عاجزند [ m . a 143 ] و علاجى ندارد به غير از ايمان آوردن به روز آخرت و آنچه در آن روز خواهد بود از عقاب عظيم و ثواب جزيل . و هرگاه يقين به اين حاصل شود محبّت دنيا « 4 » از دل رحلت مىنمايد از براى آنكه محبّت امر خطير محو مىسازد از دلْ محبّت امر حقير را . و هرگاه حقارت دنيا و نفاست آخرت را ملاحظه كند عار خواهد داشت كه ملتفت تمام دنيا شود « 5 » چه جاى آنكه نصيب هر كسى از دنيا قدر كمى است با كدورت و ناگوارى ، پس چگونه به آن

--> ( 1 ) . كند / s a مىكند . ( 2 ) . s a - واقع . ( 3 ) . دفع / a رفع . ( 4 ) . a + را . ( 5 ) . شود / s a بشود .